|
پرستوی مهاجر اتفاقات و تجربه های خوب و بد زندگی
| ||
خدا چه شکلی است؟!پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار میکنه که اونو با
نوزاد تنها بذارن. اما مامان و باباش میترسیدن که پسرشون حسودی کنه و یه بلایی سر
داداش کوچولوش بیاره... یکی بود یکی نبود. یه روزی روزگاری یه خانواده ی سه نفری بودن. یه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ما میده، بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت. پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار میکنه که اونو با نوزاد تنها بذارن. اما مامان و باباش میترسیدن که پسرشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره.اصرارهای پسرکوچولوی قصه اونقدر زیاد شد که پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن اما در پشت در اتاق مواظبش باشن. پسر کوچولو که با برادرش تنها شد … خم شد روی سرش و گفت: داداش کوچولو! تو تازه از پیش خدا اومدی... به من میگی قیافه ی خدا چه شکلیه؟ آخه من کم کم داره یادم میره؟؟؟؟؟؟ [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:59 ] [ پرستو ]
سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 9:35 ] [ پرستو ]
تنهایی آدمها به عمق یک دریاست ولی برای پر کردنش یک لیوان محبت کافی است [ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:15 ] [ پرستو ]
چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری تکیه بدی که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده
[ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 ] [ 15:46 ] [ پرستو ]
پشت چراغ قرمز ، پسرکی با چشمانی معصوم و دستانی کوچک گفت : چسب زخم نمی خواهید ؟پنج تا ، صد تومن آهی کشیدم و با خود گفتم : تمام چسب زخمهایت را هم که بخرم ، نه زخم های من خوب می شود و نه زخم های تو ... [ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 14:30 ] [ پرستو ]
اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی دکتر شریعتی
[ چهارشنبه نهم فروردین 1391 ] [ 14:54 ] [ پرستو ]
دوستی عشق است ، عشقی که پر پرواز ندارد
[ چهارشنبه نهم فروردین 1391 ] [ 12:21 ] [ پرستو ]
...خیال نکن وقتی که تو ناتوان شدی کار تمام است.نه،با ناتمامی و ناتوانی تو تازه تمام راه شروع می شود. وقتی که تو کنار می روی،وقتی که مرکب تو شُل می شود،وقتی بلاها،خستگیها،درگیری های داخلی و خارجی و جهانی و ...همه ی اینها تو را خرد می کند،تازه این خرد و شکسته سرمایه ی بزرگ توست. این انکسار و،این اضطرار،این عجز سرمایه توست. از این بهتر،راه از آنجا آغاز می شود که تو تمام می شوی.و با تمام شدن تو،سلوک (حرکت)تو تمام نمی شود که تازه اول راه است. اعتصام و اضطرار و اتصال تو بیشتر می شود. تو با خودت تا کجا ...تا خدا می خواهی بروی.با اوست که میتوان تا او رفت(لا وسیله لنا الیک الاّ انت) ... از سخنان مرحوم صفایی حایری از کتاب فوز سالک
[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 15:7 ] [ پرستو ]
این اولین مطلبه سال 91 به قول یکی از دوستام ایشالا همون سال باشه سالی که به اون چیزی که از همه بیشتر می خوای برسی
[ شنبه پنجم فروردین 1391 ] [ 13:44 ] [ پرستو ]
سال نو مبارک ایشالا سال 91 سال خوبی واستون باشه سال خیلی خیلی خوب پر از احساس آرامش پر از موفقیت و پر از اتفاقای خوب
[ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 9:9 ] [ پرستو ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||